السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

146

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

يكى از خصوصيات تناقض اين است كه تناقض در قضايا هشت شرط مشهور دارد كه بدون آنها تناقض تحقق پيدا نمىكند . همان هشت شرطى كه در كتاب‌هاى منطقى ذكر شده است . مرحوم صدرالمتألهين وحدت حمل را هم اضافه كرده ، و گفته است كه حمل در دو قضيه بايد حتماً حمل اولى ذاتى باشد و يا در هر دو حمل شايع صناعى باشد ، هر دو مثل هم باشند . و بنابراين اگر بگوييم : « جزئى جزئى است و جزئى جزئى نيست » . اگر منظور اين باشد كه جزئى مفهوماً جزئى است و مورداً و مصداقاً جزئى نيست و كلى است ، تناقضى نيست . اين هم به خوبى روشن است ، چه اشكال دارد كه جزئى از نظر معنا و مفهوم كلى همان جزئى باشد ولى از نظر مصداق و مورد كلى باشد ؛ يعنى كلمه و مفهوم جزئى ، خودش كلى بوده خاصيت كلى را داشته باشد و همين طور هم هست . « 1 » فصل دهم : تقابل وحدت و كثرت چگونه است ؟ در اين جهت اختلاف كرده‌اند كه تقابل واحد و كثير بالذات است يا نه ؟ و اگر بالذات است متضايفان هستند يا متضادان ؟ يا يك نوع مخصوص تقابل است غير از چهار نوع تقابل معروف ؟ حقيقت اين است كه اختلاف واحد و كثير اصلًا جزو تقابل اصطلاحى نيست ، زيرا اختلاف و تقسيم موجود به واحد و كثير از نوع اختلاف تشكيكى است كه مايهء اختلاف به همان مايهء اتفاق بر مىگردد . مگر كثرت جز همان وحدت‌هاست كه از اجتماعشان كثرت به وجود آمده است ؟ نظير تقسيم موجود به خارجى و ذهنى و يا به

--> ( 1 ) . وحدت‌هاى لازم را اگر بخواهيم به تفصيل ذكر كنيم حدود سى وحدت خواهد شد كه سابقاً در كتاب مقصود الطالب ذكر كرده‌ايم و اگر بخواهيم به اجمال برگذار كنيم بهتر است همان جملهء غزالى را بگوييم : در هر قضيه‌اى آنچه در قضيهء ديگر است بايد رعايت شود مگر كيف و كم و جهت